1.منظور از مفهوم ديون درمادهي 412 ق.ت. "ورشكستگي تاجر يا شركت تجارتي درنتيجه توقف از تأديه وجوهي كه برعهده او است حاصلميشود..." چيست؟
مطلق دين خواه تجارتي خواه مدني (غير تجارتي) ميباشد.
2.ر شركتهاي تضامني، ورشكستگي شركت?
موجب ورشكستگي شركاء نميشود. به استناد مادهي 439 قانون تجارت ورشكستگي شركت تضامني موجب مهر و موم اموال شخصي شركاء ضامن نميشودمگر اينكه حكم ورشكستگي آنها نيز صادر شود.
3.در شركتهاي داراي شعب متعدد، ورشكستگي شركت مادر چه تأثيري در شعب خود دارد؟
شعب نيز ورشكسته شناخته ميشوند.قانون تجارت در اين مورد ساكت است ولي با توجه به اصل وحدت دارايي اشخاص، از جمله اشخاص حقوقي بايد چنيننظر داد كه ورشكستگي شركت به كليه شعب آن بر فرض هم كه داراي شخصيت حقوقي مستقلي باشند سرايت ميكند. ر.ك. دكتر ربيعا اسكيني،حقوق تجارت، ورشكستگي ، ص 28
4.آيا شركتهايي را كه به ثبت نرسيدهاند ولي عملاً به امر تجارت اشتغال دارند ميتوانورشكسته اعلام نمود؟
شركت تضامني محسوب و با رعايت مقررات مربوط به شركت تضامني ورشكسته اعلامميگردند.
5.وفق مادهي 412 ق.ت "ورشكستگي تاجر يا شركت تجارتي در نتيجه توقف از تأديهوجوهي كه برعهدهي اوست حاصل ميشود..." بنابراين:
مين كه از اوضاع و احوال قضيه برآيد كه پرداخت تمام يا قسمتي از ديون حال تاجر از دارايياو سهل الوصول نيست جهت صدور حكمورشكستگي كافي است.
6.در تعريف اعسار ميتوان گفت:
غير تاجر به علت عدم دسترسي به مال خود يا در اثر كمبود دارايي قادر به پرداخت بدهي يامخارج محاكمه نباشد .تاجر در صورت عدم توانايي در پرداخت هزينه دادرسي بايد دادخواست ورشكستگي بدهد. و به موجب مادهي 512ق.آ.د.م. "از تاجر، دادخواست اعسار پذيرفته نميشود، تاجري كه مدعي اعسار نسبت به هزينه دادرسي ميباشد. بايد.....دادخواست ورشكستگيبدهد..."
7.چه مواردی مشمول مقررات راجع به ورشكستگي نميباشد؟
اشخاص حقوقي، موضوع حقوق عمومي كه با اهداف اجتماعي تأسيس شدهاند.
مطلق دين خواه تجارتي خواه مدني (غير تجارتي) ميباشد.
2.ر شركتهاي تضامني، ورشكستگي شركت?
موجب ورشكستگي شركاء نميشود. به استناد مادهي 439 قانون تجارت ورشكستگي شركت تضامني موجب مهر و موم اموال شخصي شركاء ضامن نميشودمگر اينكه حكم ورشكستگي آنها نيز صادر شود.
3.در شركتهاي داراي شعب متعدد، ورشكستگي شركت مادر چه تأثيري در شعب خود دارد؟
شعب نيز ورشكسته شناخته ميشوند.قانون تجارت در اين مورد ساكت است ولي با توجه به اصل وحدت دارايي اشخاص، از جمله اشخاص حقوقي بايد چنيننظر داد كه ورشكستگي شركت به كليه شعب آن بر فرض هم كه داراي شخصيت حقوقي مستقلي باشند سرايت ميكند. ر.ك. دكتر ربيعا اسكيني،حقوق تجارت، ورشكستگي ، ص 28
4.آيا شركتهايي را كه به ثبت نرسيدهاند ولي عملاً به امر تجارت اشتغال دارند ميتوانورشكسته اعلام نمود؟
شركت تضامني محسوب و با رعايت مقررات مربوط به شركت تضامني ورشكسته اعلامميگردند.
5.وفق مادهي 412 ق.ت "ورشكستگي تاجر يا شركت تجارتي در نتيجه توقف از تأديهوجوهي كه برعهدهي اوست حاصل ميشود..." بنابراين:
مين كه از اوضاع و احوال قضيه برآيد كه پرداخت تمام يا قسمتي از ديون حال تاجر از دارايياو سهل الوصول نيست جهت صدور حكمورشكستگي كافي است.
6.در تعريف اعسار ميتوان گفت:
غير تاجر به علت عدم دسترسي به مال خود يا در اثر كمبود دارايي قادر به پرداخت بدهي يامخارج محاكمه نباشد .تاجر در صورت عدم توانايي در پرداخت هزينه دادرسي بايد دادخواست ورشكستگي بدهد. و به موجب مادهي 512ق.آ.د.م. "از تاجر، دادخواست اعسار پذيرفته نميشود، تاجري كه مدعي اعسار نسبت به هزينه دادرسي ميباشد. بايد.....دادخواست ورشكستگيبدهد..."
7.چه مواردی مشمول مقررات راجع به ورشكستگي نميباشد؟
اشخاص حقوقي، موضوع حقوق عمومي كه با اهداف اجتماعي تأسيس شدهاند.








