تا به حال باخودتان به عنوان یک حقوقدان یا حقوق خوان و یا حتی به عنوان یک فرد عادی فکر کردید که سنگینترین حق الوکاله ای که یک وکیل دریافت کرده مربوط به کیست؟
شاید در جواب اسامی ای مثل آقای کشاورز، آقای طاهری جبلی، دکتر نوربها، دکتر کاشانی، دکتر نصیری، خانم غیرت و ... به ذهنتون متبادر بشه ولی افراد فوق الذکر اگرچه جزو بزرگترین وکلای ایران به حساب می آیند ولی هیچکدام از این اسامی جواب سوال فوق نیستند.
جواب سوال علی صابری، وکیل نابیناست.
علی صابری متولد 1352 میباشد، از بدو تولد نابینا بوده و باهمین شرایط در سال 1369 نفر دوم کنکور سراسری شده است. بعد از قبولی در کنکور رشته حقوق را برای ادامه تحصیل انتخاب میکند و تا دوره دکتری هم پیش میرود، اگرچه با مشکلاتی از سوی اساتید برای گرفتن این مدرک مواجه شده است.
بعد از فارغالتحصيلی مدتی در قسمت ارشاد دادگستری لواسان مشغول شد. آن موقع حضور او برای خيلیها غيرقابل باور بود، بالاخره قسمت ارشاد قسمتی است كه به مراجعهكنندگان راهنمايی حقوقی میدهد و با شنيدن دعوای آنها به آنها میگويد چه بايد بكنند؛ اينكه فرد نابينا در مراجعه مستقيم با مردم باشد و بخواهد به آنها راهنمایی بدهد و از عهده كار هم برآيد، برای خيلی ها قابل قبول نبود.
آقای صابری عقیده دارد که معلول باید به قصد قله بپرد تا در اجتماع زندگی عادی داشته باشد: « ما به چند برابر تلاشی که دیگران میکنند، نیاز داریم؛ اگر افق دیدمان را پایین بیاوریم و به مقام دوم راضی شویم، آن وقت به هیج جا نمی رسیم».
علی صابری توانست پرونده هموفیلی ها را به عنوان بزرگترین پرونده تاریخ قضائی ایران به سر انجام برساند ( پرونده ای که صابری در آن وکالت 974 نفر از بیماران هموفیلی را بر عهده داشت ) و با 5/1 میلیارد تومان بالاترین رقم حق الوکاله تاریخ ایران را به خود اختصاص داد.
ماجرای پرونده هموفیلی ها با وارد کردن حجم زیادی خون آلوده در سال های 74 و 75 به کشور آغاز شد. سازمان انتقال خون، این خون ها را بدون آزمایش کافی و دقیق در اختیار بیماران هموفیلی گذاشت و همین امر باعث شد حدود هزار نفر از این بیماران، به ویروس ایدز و هپاتیت آلوده شوند؛ خانواده های این بیماران هم با کمک کانون هموفیلی ایران علیه سازمان انتقال خون و وزارت بهداشت شکایت کردند.
ابتدا در سال 81 پرونده کیفری و سپس پرونده حقوقی تشکیل شد. دادرسی این پرونده در مجموع نزدیک به 4 سال طول کشید و در این مدت با کش و قوس فراوان همراه بود. مقاومت و اعتراض های پیاپی وزارت بهداشت مدام در روند پیشرفت پرونده مشکل ایجاد میکرد و در این میان بیماران یکی پس از دیگری قربانی میشدند. در طول 10 سال ( 74 تا 84 ) 138 بیمار هموفیلی بر اثر بیماری ایدز، هپاتیت B و C فوت کردند تا سرانجام در سال 84 حکم نهایی پرونده از سوی دستگاه قضایی کشور بدینصورت اعلام شد:
1. پرداخت 18 میلیارد تومان خسارت؛
2. عذرخواهی از بیماران؛
3. تدوین برنامه منظم درمان.
در این پرونده 18 میلیارد تومان خسارت پرداخت شده که 7 درصدش میشود یک میلیارد و پانصد میلیون تومان؛ پس توجه داشته باشید که این حق الوکاله، حق الوکاله ای است که طبق تعرفه قانونی حساب شده و نه با توافق طرفین ( وکیل و موکل )؛ به عبارت بهتر از آنجایی که خوانده ( وزارت بهداشت ) محکوم به پرداخت اصل مبلغ شده است، به پرداخت حق الوکاله هم محکوم شده است و آقای صابری نه تنها هیچ مبلغ اضافه ای را بابت حق الوکاله از موکلین خود دریافت نکرده اند، بلکه یک سوم از حق الوکاله اش (500 میلیون تومان) را به کانون هموفیلی ها هدیه داده تا برای بیماران هموفیلی مجتمع درمانی (آب درمانی) بسازند.
نکته دیگری که در این پرونده وجود داشت این بود که این پرونده اولین پرونده ای بود که بحث مسئولیت مدنی دولت و خسارت معنوی را در این ابعاد وسیع مطرح کرد؛ به هرحال طرح دعوی علیه یک وزارتخانه کار راحتی نیست ولی با پیگیری های آقای صابری و با توجه به ویژگی های که آقای صابری آنها را « فکر کردن زیاد، درونی کردن موضوع از لحاظ حقوق و به چشم خریدار به تمام موضوعات حقوق نگاه کردن » مینامد، توانست این پرونده را به سرانجام برساند.
شاید با خواندن مطالب فوق این سوال برای شما بوجود آمده باشد که چگونه یک فرد نابینا میتواند در دانشگاه قبول شود (البته با رتبه عالی) و به چنین موفقیت عظیمی دست یابد.
«در دورههای راهنمایی و دبيرستان چون ميان آدمهای شبيه به خودم نمونه بودم، هيچوقت كمبودی حس نكردم، موقع كنكور هم هيچ تفاوتی ميان خودم و آدمهای ديگر نمیديدم، مثل خيلی از بچههای رشته انسانی دلم میخواست حقوق بخوانم و برای اين كار هم خيلی زحمت کشیدم، بيشتر خودم می خواندم، چند جلسه کلاس کنکور هم رفتم اما خوشم نیامد، درس ها را ضبط میکردم و می آوردم خانه گوش میدادم، آن موقع کتاب های کمک درسی به خط بریل نبود، چند نفر از فاميل كتابهای كمك درسی و تست را برايم روی ضبط صوت می خواندند. من با همين چيزها توانستم رشته حقوق دانشگاه تهران قبول شوم، هر چند وقتی وارد دانشگاه شدم و در مقام مقايسه با افراد بينا قرار گرفتم، خودم را باختم، مدتی اسير يأس و افسردگی شدم، هدفهای بلندی داشتم كه برای به دست آوردنشان تلاش نمیكردم، فكر می كردم وكيل شدن برای آدمی با شرايط من امكانپذير نيست، طول كشيد تا دوباره بر خودم مسلط شدم؛ حيف از آن سالهایی كه بيهوده از دست دادم».
داستان انتخاب شدن آقای صابری به عنوان وکیل این پرونده هم جالب است که البته خودش این انتخاب را یک نوع تصادف میداند:
«اگر بخواهيم ميلان كوندرايی به ماجرا نگاه كنيم؛ تصادف! آن موقع من کارآموز وكالت بودم و در شعبه قضائی نصيرانی رفت و آمد داشتم، گاهی با قاضی نصيرانی درمورد مسائل حقوقی بحث میکردم. پرونده هموفيلیها در اين شعبه بود و آقای قوی دل (روابط عمومی کانون هموفيلی ها) هم در اين شعبه زياد رفت و آمد داشت و با قاضی صحبت میکرد، من هميشه وارد بحث آنها میشدم و میگفتم مجازات يک عده آدم فايدهای ندارد، دولت بايد مسئوليت مدنی اين افراد را به عهده بگيرد و بايد کاری کرد که حداقل اين افراد ديه بگيرند، نمیدانم شايد همين گفتوگوها باعث شد تا پرونده را به من بدهند؛ به هر حال، برای من افتخار بزرگی بود، دوست داشتم كمك كنم به حقشان برسند».
و اما در مورد خانوادۀ آقای صابری؛ آقای صابری در حال حاضر مجرد است و در منزل خود در نزدیکی منزل والدینش زندگی میکند، دارای یک برادر ویک خواهر است که هر دوی این عزیزان مانند برادر بزرگترشان نابینا هستند اما نکته جالب اینجاست که خواهر آقای صابری در حال گذراندن دورۀ دکتری در دانشگاه هاروارد است و کوچکترین عضو خانواده هم خود را برای آزمون کارشناسی ارشد رشتۀ حقوق آماده می کند.
آقای صابری بعد از پروندۀ هموفیلی ها یک پروندۀ جنجالی دیگر را نیز بر عهده گرفت؛ پروندۀ گیاهان آلوده.
این پرونده مربوط میشود به زمانی که تولید گل رز هلندی باب شد و دولت سرمایه گذاران را تشویق به سرمایه گذاری در این عرصه کرد، پیاز این گلها با اجازه وتائید دولت وارد بازار شد اما آلوده بود و به گلخانه ها آسیب فراوان زد؛ خسارتی در حدود چهل میلیارد ریال (چهار میلیارد تومان)؛
اگرچه این پرونده در حد و اندازۀ پروندۀ قبلی نیست ولی باز هم پای خسارات میلیاردی در میان است؛
مثل اینکه تقدیر آقای صابری با پرونده های میلیاردی گره خورده !!!
:http://wol.blogfa.comمنبع
دنیای حقوق








