نظرات سياسى در نهجالبلاغه *
سياست در عرف استعمار
تاليف:دكتر محمدحسين مشايخ فريدنى
از قرن شانزدهم ميلادى كه آسيا و افريقا ميدان تاخت و تاز استعمارگران حادثهجوى غرب شد، علاوهبر بدعتها و رسوم نوظهور در شؤون زندگى، واژهها و اصطلاحات تازه نيز در بين مردم اين كشورها رواجپيدا كرد كه يكى از آنها كلمه «سياست» است. اين واژه در احاديث و متون قديم عربى به معنى فرماندهى واداره و امر و نهى و تربيتبه كار رفته است، ولى در عصر استعمار و بر اثر رفتار رياكارانه غربيها با ملل شرق،اكنون غالبا در معنى نفاق و قريب و دورويى استعمال مىشود.
كلمه «سياست در قرآن مجيد نيامده است ليكن در اخبار و آثار، زياد ذكر شده است.
در نهجالبلاغه (حكمتشماره 437) مىخوانيم: «والعدل سائس عام» (عدل و داد سياستى استهمگانى)، يا دادگر و دادگستر، سياستمدارى است عمومى. و در ضمن نامهاى به معاويه چنين آمده است:«و ما انت و الفاضل والمفضول والسائس و المسوس...» (تو كجا و تشخيص فاضل از مفضول وسياستكننده از سياستشونده كجا؟). و در نامهاى ديگر چنين آمده است: «و متى كنتم يا معاويه ساسةالرعية و ولاة امرالامة؟» يعنى كى شما بنىاميه- اى معاويه- ياستدار امت و حاكم بر لتبودهايد با كدامسابقه درخشان؟
در كتاب غرر و درر نيز در اطراف مفاهيم سياست جملههاى كوتاهى آمده كه از جمله فرموده است:
«آفت زمامداران و رؤسا ضعف بينش سياسى است» (شرح غرر خوانسارى، ج 3، ص 103).
«آراستگى سياست، دادگرى و عدلپرورى استبهنگام حكومت، و عفو و بخشش است در وقت قدرتو توان» (همان ماخذ، ص 375).
«نكويى سياستبپا داشتن و زندهدل نگاه داشتن ملت است» (همان ماخذ، ص 384) .
«تدبير نيكو و پرهيز از اسراف و ولخرجى زينت و آراستگى سياست است» (همان ماخذ، ص 385).
پس، ملاحظه مىكنيم كه سياست در ...
 ادامه مطلب ...
نويسنده : مسعود عرفانیان|جمعه
1389/10/24|
موضوع:
حقوق پزشکی|
لينک مطلب|